تبلیغات
--> زنی از تاریخ
زنی از تاریخ

"حــــورا بـرهـمـا"


دانلود کتاب من عروسکم حورا برهما
http://hooraberahma.persiangig.com/document/

دانلود کتاب 
من عروسکم
حورا برهما

http://hooraberahma.persiangig.com/document/%d9%83%d8%aa%d8%a7%d8%a8%20%d9%85%d9%86%20%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%d9%83%d9%85%20%d8%a8%d9%87%20%d8%aa%d8%a7%d9%84%d9%8a%d9%81%20%d8%ad%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%87%d9%85%d8%a7.pdf/download?490f




پنجشنبه 26 مرداد 1391 توسط حورا برهما | نظرات ()
قسمت اول : داستان ِ من

هنوز صداش توی گوشمه . برای همه باور نکردنی بود حتی برای خودم همه سرزنشم   می کردن که این دیگه چه جور جونوریه ؟ چی می خواد از جون تو . ولی همه چیز دیگه تقریبا داشت تموم میشد . باور      نمی کردم . نمی تونستم باور کنم . بعد از این همه سال ... آخه چرا؟ آقای قاضی که با تعجب به علی نگاه می کرد گفت : چرا آقا ؟ دلیلتون چیه ؟

علی با حرص گفت ؟ آقای قاضی دلیل دارم.شما     نمی تونید درک کنید. من نمی تونم با این خانوم زندگی کنم. زندگیم سیاه شده. خسته شدم دیگه . نمیتونم ادامه بدم .

  قاضی:چرا ؟ باید دلیل قابل قبولی داشته باشین . همین جوری که نمی شه زنتونو طلاق بدین

 علی : چرا ؟ نمی تونم باهاش زندگی کنم . این کافی نیست ؟

 قاضی : نخیر آقا کافی نیست .شما باید با دلیل و مدرک به دادگاه ثابت کنید که خانموتون لایق زندگی مشترک با شما نیست. در غیر این صورت دادگاه رای رو به نفع خانم صادر می کنه.  متوجه شدید؟

علی : بله آقای قاضی توضیح می دم

ًقاضی : بفرمایید گوش می کنم

 علی : اقای قاضی زنم  امید و از من گرفته .       نمی ذاره زندگی کنم . نمی تونم دقیق بگم خیلی پیچیدست .

 قاضی : ولی باید بگین

 علی : بله . این خانم ۱۰ ساله که با من داره زندگی می کنه ولی تو این ۱۰ سال نذاشته من بفهممش . نذاشته بشناسمش . نذاشته طعم عشقو بچشم . تمام مدتی که با هم زندگی کردیم فقط خودمو تو این زندگی دیدم . 

 قاضی : واضح تر بگید آقا چرا طفره میرید؟

علی : آخه ؟ چطوری بگم زنم خیلی دوسم داره . من از این دوس داشتن حالم داره به هم می خوره

 قاضی که ابرو هاش به پیشو نیش رسیده بود با چشمای گرد شده که نزدیک بود از حدقه بزنه بیرون گفت : آقای معتمدی شما حالتون خوبه ؟ می دونین روزی چند تا  زوج  میان اینجا و هر کدوم به دلایل مختلف  می خوان از هم جدا شن و دلایلشون هم منطقیه ولی ما نمی تونیم  بذاریم همینجوری از هم جدا بشن . شما چی فکر کردین آقا اینجا دادگاه نه خونه خاله ! بفرمایید دست زنتونو بگیرین و برین زندگیتونو بکنین.

 علی: شما متوجه نیستین من نمی تونم دیگه ادامه بدم

 قاضی : آقای عزیز شما فقط دارین وقت دادگاه و   می گیرین. می دونین چه کسانی میان اینجا و چه چیزهایی می گن؟ یکی زنش بهش خیانت کرده بود می خواست خفش کنه که مادر زن رسیده بود و همسایه ها ریختن سر مرده و نتونست این کارو بکنه بعد زنش فرار کرد و رفت بعدش هم آقا اومد ثابت کرد و ما هم رای به طلاق دادیم و زنشم محکوم شد. شما فکر می کنین  چه کسایی میان اینجا ؟ اگه قرار باشه هر کسی دست همسرشو بگیره بیاد اینجا بگه من دوسش ندارم یا اون منو دوست نداره ما باید از شب  تا صبح هم کار کنیم آقای محترم .برین زندگیتینو بکنین و بعد رو به من کرد و با ریشخند گفت: خانم شمام کمتر شوهرتونو دوست داشته باشین .

پایان قسمت اول

ادامه دارد...





طبقه بندی: داستان های من، 
سه شنبه 8 اردیبهشت 1388 توسط حورا برهما | نظرات ()
كناره‌گیری «بهمنی»، «كاكایی» و «ایمان» از شورای شعر ارشاد
 

خبرگزاری فارس:

 «محمدعلی بهمنی»، «عبدالجبار كاكایی» و «اهورا ایمان» از شورای شعر وزارت ارشاد كناره‌گیری كردند.


به گزارش خبرنگار ادبی فارس، پس از كش‌و‌قوس‌های فراوان سرانجام جلسه‌ای كه قرار بود در آن اعضای شورا برای رسیدن به یكدستی با هم تشكیل دهند، برگزار نشد و «محمدعلی بهمنی»، «عبدالجبار كاكایی» و «اهورا ایمان» از شورای شعر وزارت ارشاد كناره‌گیری كردند.
عبدالجبار كاكایی در گفت‌و‌گو با خبرنگار ادبی فارس، گفت: قرار بود جلسه امروز (یكشنبه 11 آذر) برگزار شود تا من و بهمنی و ایمان با دیگر اعضا درباره عدم كارآیی شورا صحبت كنیم. ولی از طرف دیگر اعضا صبح كسی با من تماس گرفت و گفت كه لزومی ندارد این جلسه برگزار شود كه البته قابل پیش‌بینی بود.
هفته گذشته این سه عضو شورای شهر وزارت ارشاد، بیانیه‌ای به دفتر وزیر ارشاد اسلامی، محمدحسین ایمانی خوشخو معاون هنری و محمد حسین احمدی، رئیس مركز شعر و موسیقی این وزارتخانه ارسال كردند و از دغدغه‌های خود سخن گفتند.
در بیانیه بهمنی، كاكایی و ایمان كه نسخه‌ای از آن به خبرگزاری فارس ارسال شده آمده است: برای ما تجربه‌ كوتاه مدت همكاری با شورای تصویب ترانه پرده از دردناك بودن داستان ترانه برداشت. هجوم رسانه در عصر جدید و گسترش موج مولتی مدیا به تولید «ترانه سازها» و افزایش بی‌رویه‌ این جمعیت منجر شده است؛ به عبارت دیگر در كشور ما هر روز یك خواننده و دو ترانه سرا متولد می‌شوند. و تلاش كاركنان، مشاوران، كارشناسان و بازرسان ارشاد برای نظارت بر این تولید انبوه نه تنها به تنرل علمی آن نمی‌انجامد بلكه بر دامنه‌ گسترش موسیقی و ترانه‌ زیرزمینی افزوده است كه شكل دیگری از اقتباس كور و عوامانه گروه‌های متوسط هنری جامعه است.
در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: وزارت ارشاد ناخواسته با كشاندن معیارهای عمدتا سلیقه‌ای، سیاسی و اخلاقی به حوزه‌ تولید كلام در موسیقی پاپ هویت كاذب دیگری به تولید‌كنندگان آثار غیرعلمی و پیش پا افتاده داده است. و این حس فاخر و ارجمند اجتماعی و سیاسی را به یك جریان ناتوان و ضعیف و غیرعلمی تزریق كرده است.
در ادامه این بیانیه چنین آمده است: دانش برخورد با این پدیده‌ اجتماعی در وزارت ارشاد شكل نگرفته است. در واقع اراده‌ای برای شكل گرفتن این دانش نیست. موسیقی و ترانه‌ پاپ داخلی به هدایت احتیاج دارد نه نظارت. و این هدایت بستر طبیعی خود را دارد یعنی «تولید و بازار» نه بستر امنیتی. مادامی كه تصور كنیم انتشار یك جلد كتاب یا یك جلد نوار كه حاوی سطری یا مصراعی غیرمتعارف است موجب نابودی اركان امنیتی جامعه می‌شود در حقیقت اغفال شده‌ گروهی نویسنده و منتقد عصر پیش از تاریخ هستیم كه با دوربین‌های مجهز، سطور گمشده‌ كتاب‌های متروك را رصد می‌كنند.
بهمنی، كاكایی و ایمان در ادامه آورده‌اند: تا هنگامی كه تصور كنیم مردم یا در واقع مخاطبان هنر موسیقی نوجوانانی معصوم هستند كه تنها شنونده‌ كاست‌های مجوز گرفته‌ دستگاه فرهنگی كشورند و وظیفه‌ هدایت آنها بر عهده‌ شورای نظارتی ارشاد است موسیقی و ترانه‌ پاپ دچار همین بلبشوی فرهنگی و تاریخی است.
به نظر ما در شرایط فعلی، ممیزی علمی ترانه كاری طاقت‌فرسا، سلیقه‌ای و غیرلازم است و شورای فعلی ترانه می‌تواند با تشكیل كارگاه آموزشی و علمی ضمن عمل به وظیفه اصلی خویش، سنت مندرس كانالیزه كردن ذوقی فرآورده‌های ادبی را كنار گذاشته و نقش مفید و حیثیت آفرین را در ترانه امروز ایفا كند.
این سه در بیانیه خود عنوان كرده‌اند: ما جمعی از اعضای شورا ضمن اعلام كناره‌گیری خود تا ایجاد زمینه مطلوب همكاری، دلایل زیر را عامل قطع همكاری خویش با شورای ترانه می‌دانیم:
1_ سایه‌ سنگین نظارت بخشنامه‌ای ارشاد بر شورا احساس می‌شود تا حدی كه اعضای شورا آزادی تعامل با جامعه‌ هنری را ندارند. این تعامل حتما بایستی با اجازه و نظارت ارشاد به عنوان كارفرما انجام شود و اعضای شورا مشاور فرض می‌شوند.
2_ ساز و كار شورای ترانه در مواجهه با نسل و عصر جدید ترانه و موسیقی كارایی لازم را ندارد و این شورا بایستی با نزدیك شدن به هویت آموزشی و دور شدن از هویت امنیتی و نظارتی نقش تازه‌ای را در عرصه‌ موسیقی ایفا كند.
3_ اساسا اراده و علاقه‌ای برای حمایت از موسیقی پاپ در شوراهای كارشناسی ارشاد وجود ندارد. و این خلأ ناشی از كمبود نیروی كارشناسی موسیقی پاپ و ضعف تئوری در آن حوزه است.
4- حوزه‌ عمومی كلام در موسیقی پاپ در شرایط فعلی قابل دفاع نیست و ممیزی با ایجاد اختلال به این حوزه هویت كاذب سیاسی و علمی داده است.
5_ بررسی و تحمیل قواعد و اسالیب كهن ادبی به ساختار ترانه‌ نوین از معایب كارشناسی شورای فعلی ترانه است.
6_ عدم رعایت استقلال شورا و قرار دادن فیلترهای نظارتی دیگر.
7_ و در آخر هیچ شورایی صلاحیت رد آثار بزرگان شعر كلاسیك فارسی مانند حافظ، خیام، مولانا، سعدی و ... را ندارد.
كاكایی به خبرنگار فارس گفت: تاكنون جز لغو جلسه امروز شورا برای حل این مشكلات، هیچ‌یك از مسئولان ارشاد كه برای آنان این بیانیه ارسال شده واكنشی نشان نداده‌اند.
انتهای پیام/ش





طبقه بندی: خبرها، 
سه شنبه 8 اردیبهشت 1388 توسط حورا برهما | نظرات ()
از کتاب هفت نوشته : مریم جعفری آذرمانی

مسمط چهارم از کتاب هفت :


گرچه اندازه‌ی دنیا نشده‌ست

در زوایای خودش جا نشده‌ست

قطره‌ای هست که دریا نشده‌ست

بستر رود مهیا نشده‌ست


پس کجا می‌رود این قایق پیر


صبح تا شب همه باید بدوند

خسته در یک صف ممتد بدوند

ها مبادا که مردّد بدوند

قدر یک لحظه اگر بد بدوند


حلقِ شلاّق بگوید که بمیر


خون به خون بر تن او لک شده است

خط به خط خون به زمین حک شده است

مزرعه خاک مشبّک شده است

بَبْر، مشغول مترسک شده است


توی زندان خودش مانده اسیر


خانه وابسته‌ی در بود و شکست

حُرمت خانه پدر بود و شکست

مادر آیینه‌ی تر بود و شکست

خواهرم شانه به سر بود و شکست


نای فریاد نداری بپَذیر


نسبش می‌رسد از خون به جنون

او که خون می‌خورد از کاسه‌ی خون

غولِ کج با حرکاتی موزون

دُمش این بار بیفتد بیرون


پیِ دزدیدن یک تکّه پنیر


وسط صحنه عروسک باشد

راستش گریه‌ی کودک باشد

نور چپ هم اگر اندک باشد

تلخک تازه مبارک باشد!


کارگردان! به کسی خرده نگیر


روی در، نقشه‌ی دریا، آبی

زیرِ پرپرزدنِ مهتابی

- در چه فکری حسنک؟ بی تابی!

زنگ تاریخ فقط می‌خوابی؟


- شب نخوابیده‌ام آقای دبیر


.......................... و

مسمط ششم از کتاب هفت

 

چشم را وا نکنی

تا تماشا نکنی

بلکه حاشا نکنی

بکنی یا نکنی،

 

درد، درد است پسر!

 

دربه ‌درتر شده بود

بس که مادر شده بود

پیِ خواهر شده بود

کار، دیگر شده بود

 

پس کجا بود پدر

 

راه، بن‌بست که نیست

نه کسی هست که نیست

هیچ‌کس مست که نیست

دست در دست که نیست

 

نیست جز حکمِ خطر

 

خانه کوچک شده است

جای هر شک شده است

خنده شکلک شده است

فصلِ دلقک شده است

 

پس بخند و بِگُذر

 

درد، پنهان‌تر از این؟

زخم، سوزان‌تر از این؟

شر، فراوان‌تر از این؟

مشکل، آسان‌تر از این؟

 

باز، دندان به جگر

 

خنده، فرسوده‌ی اشک

رود، پیموده‌ی اشک

ابرها توده‌ی اشک

پس به فرموده‌ی اشک

 

گریه دریاست مگر؟

 

کینه بر سینه سوار

مرگ، در گشت و گذار

باد، در حال فرار

خاکِ خورشیدْتبار

 

از شبیخون شده تر

 

صورتِ سردِ خیال

آرزوهای محال

گفتنِ شعر، ملال

شرحِ این قال و مقال

 

باز بنویس از سر

 

چشم‌ها یکسره پوک

آستین‌های چروک

سرزمینی متروک

مَرد، مشغولِ سلوک

 

از حقیقت چه خبر؟

                                 برگزیده از وبلاگ من شاعرم





طبقه بندی: شعر های دیگران، 
سه شنبه 8 اردیبهشت 1388 توسط حورا برهما | نظرات ()
مسابقه ترانه سرایی

جشنواره بزرگ ترانه سرایان

 

" ترانه های  سرزمین مادری"

 

پرشین بلاگ با همکاری هفته نامه ی چلچراغ بزرگترین جشنواره ی ترانه سرایی کشور را برگزار می کند :

 

بخش های ارسال اثر :

 

بخش های عمومی با موضوعات :

 

-        ترانه ی کودک

-        ترانه ی آیینی و مذهبی

-        ترانه ی اجتماعی

-        ترانه ی عاشقانه

 

بخش ویژه :

 

-                  ایران

 

شرایط کارشناسی آثار :

بررسی بر اساس معیار های شخصی کارشناسان و داوران جشنواره صورت می گیرد . و بعد از داوری های ابتدایی و برخوردار بودن از حد اقل های معمول  وارد بخش داوری اصلی می شود .

-        آثار کد گذاری شده و بی نام در اختیار هیات داوران قرار می گیرد .

-        آثار بعد از داوری های ابتدایی و برخوردار بودن از حد اقل های معمول  وارد بخش داوری اصلی می شود .

-        در پایان داوری علاوه بر اعلام اسامی تمام آثار منتخب در همان زمان در قالب کتاب‌چه ای منتشر خواهد شد .

-        نحوه ی انتخاب آثار در مرحله ی دوم با جزئیات پس از پایان مراحل انتخاب از طریق خبرگزاری ها ، سایت ها و نشریات به اطلاع عموم علاقه مندان می رسد .

-       ستاد اجرایی جشنواره مختار است بر روی ترانه های ارسال شده که برگزیده شده اند موسیقی بگذارد.

 جوایز :

 

-                    ترانه های برگزیده به چند تن از آهنگسازان و خوانندگان مطرح و درجه ی یک کشور سپرده میشود تا بر روی آن آهنگ بگذارند و بخوانند.

-                    سکه ی بهار آزادی

-                    اشتراک رایگان نشریه ی چلچراغ

-                    لوح و تندیس مخصوص جشنواره

-                    و جوایز نفیس دیگر ...

 

 شرایط شرکت در جشنواره :

شرکت کنندگان می توانند آثار خود را به همراه مشخصات کامل خود از طریق ایمیل به نشانی :

  3rdlyricfest@gmail.com  و یا در قسمت " کامنت های " همین وبلاگ و یا از طریق پست به آدرس دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.


آدرس دبیرخانه : تهران - خیابان شهید بهشتی - روبروی مصلی تهران - شماره 300 - ساختمان گلدیس - واحد 401

شماره تماس با دبیر جشنواره : 09359589908

مهلت ارسال اثر :  

10 اردیبهشت 88 

 

                                                    آدرس وبلاگ

توضیحات :

محل برگزاری اختتامیه متعاقباً از طریق رسانه و همین وبلاگ اعلام می شود .

شرکت برای عموم آزاد است.

هر ترانه سرا می تواند در هر بخش که علاقه مند بود شرکت کند و هر تعداد ترانه را که مایل بود برای ما ارسال کند  .

 





طبقه بندی: مسابقه ها و جشنواره ها، 
دنبالک ها: مسابقه ترانه،
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388 توسط حورا برهما | نظرات ()
خدا

 

ما در خداییم و خدا در ماست

رودی که دریا می شود دریاست





طبقه بندی: شعار های من، 
جمعه 28 فروردین 1388 توسط حورا برهما | نظرات ()
بهار88

                                             

                                             زن         

احساس نکردم سال نو شده احساس نکردم که یه سال جدید شروع شده اونقدردرخودم فرو رفتم که دیگه هیچی رو نمی بینم حتی خودمو تصمیم گرفتم در وبلاگ زنی از تاریخ  فقط از خودم و احساسات درونی خودم بنویسم شاید کمی ارضام کنه         بهار 88  یه برگ از عمر منو کند بدون اینکه از من اجازه بگیره  و داد به باد و باد هم با خودش برد. من یه نویسنده تنهام تنهایی خودم رو دوست دارم و هیچ وقت دوست ندارم تنهایی قشنگمو با کسی شریک بشم . تمام من در این وبلاگ به یادگار خواهد موند البته اگر دوباره سرورهای میهن بلاگ دچارمشکل نشه و تمام نوشته های من پاک نشه. سال 87 هم سال خوبی نبود همینطور 86. از آبان 86 بطور جدی شروع کردم به نوشتن ترانه اما...... برای فروش کارهام باید از خیلی چیزها میگذشتم از هفت خان رستم عبور می کردم مثل خیلی از ترانه یراهای خانم که حاضر به تن فروشی و شخصیت فروشی شدند .نگاه کثیف آدمها رو دیدم نگاه وحشیانه شهوت رو روی تنم حس کردم تمام بدنم زخمی نگاه های شهوت آلود  هنربندهاییست که فکر کردند می تونن من رو برای لحظاتی داشته باشند شاید هر کسی رو که خواستند به دست آوردند . مافیای کثیف هنربندهای ایرانی هیچ انگیزه ای برای من باقی نگذاشته تا دوباره ترانه بنویسم شعر های قدیمیم رو در وبلاگم می نویسم و شعرهای جدیدم رو گردآوری میکنم و چاپ میکنم الانم دیگه حوصله نوشتن ندارم فعلا ً بدرود.





طبقه بندی: خاطره ها ی من، 
پنجشنبه 27 فروردین 1388 توسط حورا برهما | نظرات ()
این پست رو مدیون نویسنده وبلاگ خائن هستم سینا

                "  من از شما نیستم

                جنازه های ِ خوش لباس      

                 جنازه های بی هواس 

                  جنازه های بی سپاس

                       من از شما نیستم "

شاعرم، می‌شناسیم؟

                           همان‌که دیشب از کنارت گذشت

                          هم‌او که میکاوید سینه‌هایت را از میان دکمه‌هایت،

                                                                                             با نگاهش

               

شاعرم، می‌شناسیم؟

                           همان‌که ایستاد پیش پایِ تن‌‌فروش شهر

                           و چون مایه‌اش نبود

                                                              بسترش بی‌همآغوش ماند

                                                                                                  تا به صبح

 

شاعرم، می‌شناسیم؟

                         همان‌که در پلکان نخستینِ هرمِ ناکِسِ مَزلو

                                                                                     پایش شکست،

                         هرچند گاه به گاه نگاهش به پله آخر گره می‌خورَد و شعری می‌سراید

 شاعرم،

          اما، تو مرا مردک هیز مدان

          تو که افسوس قلبم و حسرت نگاهم را به پلکان آخر نمی‌بینی

          از من بپذیر و مرا شاعرکی  دان

                                                  کز بد حادثه، پایش شکست و

                                                                                       در پله اول واماند

 

*هرمِ مَزلو: یک هرم متشکل از ۵ طبقه، که طبقات به ترتیب عبارت‌اند از: نیازهای فیزیولوژیک، نیازهای امنیتی، نیازهای عاطفی، نیازهای اجتماعی-احترامی و نیازهای خودشکوفایی.

                                            وبلاگ خائن





طبقه بندی: حرفهای من، 
دنبالک ها: خائن،
پنجشنبه 27 فروردین 1388 توسط حورا برهما | نظرات ()
29 بهمن ، روز عشق ایرانی

 

29 بهمن ، روز عشق ایرانی

 

 

چند سالی ست حوالی 25 بهمن ماه (14 فوریه) که می شه، هیاهو و هیجان خاصی رو در خیابان ها(مخصوصاً اتوبان همت) می بینیم. مغازه ها پر می شن از اجناس کادویی لوکس و فانتزی پر از قلب و عروسک و شکلات...همه جا اسم ولنتاین به گوش میرسه. از هر بچه مدرسه ای در مورد والنتاین سوال کنی یه چیزایی می دونه! حتما شما هم میدونید: در قرن سوم میلادی که مطابق میشه با اوایل امپراتوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده به نام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته از جمله اینکه سربازی خوب می جنگه که مجرد باشه! به همین دلیل ازدواج رو برای سربازان امپراتوری روم غدغن میکنه.

 کلودیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرا"ت کمک به ازدواج سربازان و نداشت. در همون زمان کشیشی بود به نام والنتیوس (والنتاین) که مخفیانه عقد سربازان رومی رو با دختران محبوبشون جاری می کرد.

 کلودیوس دوم از این جریان خبر دار میشه و دستور می ده والنتاین رو به زندان بیندازن و سرانجام والنتاین به جرم جاری کردن عقد عشاق ، با قلبی عاشق اعدام میشه.بنا بر این او رو به عنوان فدایی راه عشق می دونندو از اون زمان نماد و سمبلی می شه برای عشق!

اما کمتر کسی ست که بدونه در ایران باستان،نه مثل رومیان از سه قرن پس از میلاد، بلکه از بیست قرن پیش از میلادروزی موسوم به روز عشق بوده...!!!

جالبه بدونید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقاً مصادفه با 29 بهمن، یعنی تنها 4 روز بعد از روز والنتاین.!

این روز" سپندار مزگان " یا " اسفندار مزگان " نام داشته .فلسفه ی بزرگداشت این روز به عنوان" روز عشق"به این صورت بوده که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردن و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هر کدام از روزهای ماه هم یک نام داشتند. به عنوان مثال روز اول "روز اهورامزدا"،روز دوم" روز بهمن" (سلامت اندیشه)که نخستین صفت خدا ست .روز سوم "اردیبهشت" یعنی بهترین راستی و پاکی که باز از صفات خداست،روز چهارم "شهریور" یعنی شاهی و فرمانروایی آرمانی که خاص خداست و روز پنجم"سپندار مز" بوده. سپندار مز لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده،مقدس،فروتن .زمین نماد عشقه،چون با فروتنی،تواضع و گذشت به همه عشق می ورزه. زشت و زیبا رو به یک چشم نگاه می کنه و مثل یک مادر همه رو در دامن پر مهر خودش امان       می ده. به همین دلیل در فرهنگباستان " اسپندار مزگان " رو به عنوان نماد عشق می پنداشتن. در هر ماه، یک بار،نام روز و ماه یکی می شده . در همان روزی که نامش با نام ماه مقارن می شده جشنی ترتیب می دادن متناسب با نام اون روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشته که در ماه مهر"مهرگان"لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندارمز یا اسپندارمز نام داشت که در ماه دوازدهم سال که اون هم اسفندارمز نام داشت،جشنی با همین عنوان می گرفتن.{الان 6 ماه سال 31 روزه پس 5 اسفند اون موقع میشه 29 بهمن الان ما (البته به نظر من اینطوری حساب میشه.!؟!)}

سپندارمزگان جشن زمین وگرامیداشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردن.در این روز زنان با محبت به شوهران خود هدیه می دادن،مردان هم زنان و دخترانشون روبر تخت شاهی    می نشوندن به اونها هدیه داده و ازشون اطاعت می کردن.

ملت ایران از جمله ملتهایی ستکه زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته، به مناسبت های گوناگون جشن میگرفتن و به سرور شادمانی روزگار می گذروندن. این جشن ها نشان دهنده ی فرهنگ،نحوه ی زندگی،خلق وخوی،فلسفه ی حیات و کلاًجهان بینی ایرانیان باستان است.از اونجایی که ما با فرهنگ باستانی خود کمتر آشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده.

 





طبقه بندی: گوناگون، 
شنبه 26 بهمن 1387 توسط حورا برهما | نظرات ()
آرامش

 

                                    رازهای دستیابی به آرامش

 

1.       شکر گزار نعمتهای الهی باشید

2.      نیایش کنید

3.    سکوت کنید و با صدای ملایم صحبت کنید

4.      باغبانی کنید

5.     به صدای آواز پرندگان گوش کنید

6.     طلوع و غروب آفتاب را تماشا کنید

7.    گلها را ببویید

8.    به دامان طبیعت بروید

9.     ساعت مچی را رها کنید

10 . شقیقه هایتان را ماساژ دهید

11. موهای خود راشانه بزنید

12. موسیقی مورد علاقه خود را گوش کنید

13. لبخند بزنید

14. نفس عمیق بکشید

15. هر روز استحمام کنید

16. شیر بخورید

17. ظر فی پر از میوه را تماشا کنید

18. هر روز هشت لیوان آب بنوشید

19. تغذیه مناسب داشته باشید

20. به میزان کافی استراحت کنید

21. بازی کنید

22. با دوستی راز دار، درد دل کنید

23. اشک بریزید

24. پاکیزه باشید

25. نظم رارعایت کنید

26. صادق و راز نگه دار باشید

27. به کسانی که دوستشان دارید ابرازعلاقه کنید

28. همه کاینات را دوست داشته باشید

29. به خود ودیگران احترام بگذارید

30. مودب و مهرابان باشید

31. به قولهایتان عمل کنید

32. مشکلات و تشویش های خود رابنویسید

33. لیستی از موفقیت هایی را که تا کنون کسب کرده اید تهیه کنید

34. مثبت اندیش باشید

35. خود ودیگران را ببخشید

36. گذشته را رها کنید و در اکنون جاودانه زندگی کنید

37. بخشش کنید

38. برای رسیدن به اهداف خود برنامه ریزی کنید

39. اهداف خود را تعیین کنید

40. به خدا ایمان داشته باشید

 

و اکنون شاد و با آرامش  زندگی کنید.

 

 





طبقه بندی: گوناگون، 
چهارشنبه 23 بهمن 1387 توسط حورا برهما | نظرات ()
سلام

سلام دوست خوبم چطوری؟

خوبی؟

حال و احوال چطوره ؟

چه میکنی با اوضاع ؟

روزگار بر وفق مراد دلت هست یا نه ؟

اینجا همه چیز خوبه فقط گاهی دل تنگ میشه واسه ی  رفتن ، نه موندن

درد دل که نمیشه کرد چون همه درد دل دارن ولی احوال پرسی  که میشه کرد؟ !

خوب حالا بگو ببینم تو چطوری ؟چی کار میکنی؟ آرزوهات و میبینی یا

 تبدیل شدن به رویاهای دوردست ؟ شاید هم نمیخوای ببنینی یا از  یاد بردی ؟

 ولی اگه نمیخوای بهشون فکر کنی حد اقل گاهی خوابشونو ببین

بد نیست که بعضی اوقات از واقعیات دست بکشی و برسی به اونچه که در قلبت نهفته است

یه روزگاری بود که آدمها دور هم جمع میشدن و میگفتن و میخندیدن و هندونه ی شب یلدا رو جوری میخوردن که انگار میوه یبهشته اون روزا روزای خوبی بود اگه یادت مونده باشه

یه روزی روزگاری تو بهشت بودیم

بهشت ما دلهای شادمون بود بهشت ما کنار هم بودن و لبخند زدن بود بهشت ما خوردن یه لقمه نون وپنیر بود که شبهای زمستون رو کرسی میذاشتیم و با جون و دل میخوردیم و سیر سیر میشدیم و خدا رو شکر میکردیم اما حالا دیگه نه از نون و پنیر خبری هست نه از کرسی نه از خدا شکری میدونی من چی فکر میکنم فکر میکنم ما آدمها باید یجوری خلا های خودمونو پر کنیم بد جوری تو بعد مادیمون گیر کردیم یه توری واسه خودمون پهن کردیم که هیچ صیادی نمیتونه ما رو از تو اون تور در بیاره بییم خودمون از صیاد بودن و اسیر کردن خودمون دست برداریم بیایم دوباره لبخند بزنیم و خدا رو شکر کنیم بخاطر تمام زیبایی ها نعمتها و عشقی که به ما عطا کرده

تو چی فکر میکنی دوست من تو که هنوز داری خواب خورشید میبینی و آسمون و هنوز پرستاره میبنی نیمیخوای رویاهاتو ببینی چشماتو باز کن  همه چیز در برابر تو گسترده شده فقط نگاه کن دوست من همه چیز خوبه همه چیز هست فقط باید بخوای که ببینی

حال من هم خوبه  چند روزیه که دارم رویاهامو میبینم دارم نگاه میکنم دارم زندگی میکنم نفس میشم سیب میخورم

تمام کدورتها و نفرتها رو از دلم پاک کردم و دارم عشق و جایگزین میکنم تو چطور با من موافقی پس دستهای سرتو بده به من بلند شو با من راه بیا تا دستهات گرم بشن کم کم میرسی به آرزوهات و رویاهاتو مبینی اگه بخوای میبینی فقط باید بخوای



طبقه بندی: خاطره ها ی من، 
دوشنبه 21 بهمن 1387 توسط حورا برهما | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:7)      ...   2   3   4   5   6   7  


"حــــورا بـرهـمـا"
حورا برهما

پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
آگهی های من (1)
مسابقه ها و جشنواره ها (4)
حرفهای من (2)
خاطره ها ی من (2)
داستان های من (1)
زندگی نامه من (1)
ترانه های من (حورا برهما) (4)
دوبیتی های من (2)
شعر های من (8)
شعر های دیگران (15)
داستان های دیگران (2)
خبرها (2)
عکس ها (1)
یلداها (1)
داستانک (2)
شعار های من (2)
گوناگون (7)
قیصر امین پور (6)
عین القضات همدانی (1)
های کلیپ- انیمیشن
آژانسهای مسافرتی
یکی از بهترین سایتهای دانلود نرم افزار
آپلود عکس 8pic
گروه مترجمین ایران زمین:ثبت نام کنید
هنر و هنرمندان جهان
کلاغ واژه ها
عشق اهورایی
اوستا-اردشیر بابكان
فانوس 110 : با فیلتر شکن وارد شوید
پندار نیک من
مرا به نام کوچکم صدا بزن - نرگس
آگهی رایگان سایت تو میهن
شایان نجاتی
خاك سرخ
آنجل - علیرضا یغمایی
توجه توجه دیكشنری آن لاین فوق العاده
بیمه كار آفرین
سیلوانا
آن روزها
شقایق های آبی
حسین ظهرابی - غرل مدرن
شعر آزاد
پیوندها
فصل نامه ی ادبی کولاژ
این تراما. سروده های غم انگیز من
نشر فیروزه : و آن سوی بادها نوشته گروس عبدالملکیان
كناره‌گیری «محمدعلی بهمنی»، «عبدالجبار كاكایی» و «اهورا ایمان» از شورای شعر وزارت ارشاد
خودکشی صادق هدایت : به قلم امیر آزاده دل
سایت رسمی یغما گلرویی
شعری از یغما گلرویی با دکلمه یغما
شب شعر
خانه شاعران ایران
اهورا ایمان
قیصر امین پور
علیرضا راهب : شاعر
عبدلجبار کاکایی : ترانه سرا
فردریکو گارسیا لورکا
سایت رسمی احمد شاملو
فروغ فرخزاد
فریدون مشیری
"مجنون عشق " :علیرضا یغمایی
مقبره مولانا در قونیه در
من شاعرم : مریم جعفری آذرمانی
خاطر
تاملات نابهنگام : مانی فرنود
ترانه های سرزمین مادری : مسابقه
دوستم نگار : خلسه های یک مترسک
shtyle : سایت هندی دوستیابی
انجمن مجازی ایران : نقد شعر معاصر
همه پیوندها
اسفند 1394
دی 1392
آذر 1392
مرداد 1392
مرداد 1391
شهریور 1390
تیر 1390
اردیبهشت 1390
اسفند 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
خرداد 1389
دی 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آبان 1387
تیر 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
کتابهای صوتی پرشنگ
زنی که خودش را دوست نداشت
مهمان من باش
ترانه : حورا برهما - خواننده و آهنگساز : پدرام امینی ابیانه - تنظیم کننده :بابک ارجمند
سر همین 4 راه
دانلود کتاب من عروسکم حورا برهما
زن- ترانه و ملودی :حورا برهما
زنی از تاریخ
من عروسکم
تکرار
هبوط
عروسك
آدمکها
پستچی عشق
تولد
http://27042704.blogfa.com
بدحجابی
از پندار نیک من -- هومن
غزل های سید مهدی موسوی
ترانه شایان نجاتی برای همسرش
لیست آخرین مطالب
www.facebook.com/Hoora.BerahmaII
آگهی های من
ثبت نام در شبکه اجتماعی متخصصان ایران
ثبت نام در سایت متخصصین
شعر عروسك حورا برهما در سایت نغمه به عنوان شعر ویژه
سایت نغمه(شعر)
رزومه حورا برهما در شبكه اجتماعی متخصصان ایران
شعر زنی ازتاریخ (حورابرهما)درسایت شهریار شفق
پروفایل حورا برهما در یاهو 360
پرو فایل حورا برهما در سایت متخصصین
همه پیوندهای روزانه
ارسال پیوند روزانه
ترانه های حورا برهما
آگهی من
آیا شعر های حورا برهما را دوست دارید؟






بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پروفایل حورا برهما در سایت ها
حورا برهما
..:: تبلیغات رایگان ::.. - آگهی رایگان و مجانی در سایت تو میهن آسایشگاه خیره کهریزک خرید عینک دودی